گفتگو با دکتر سید محمد هاشمی رئیس گروه حقوق عمومی دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی و صاحب تالیفات مرجع در زمینه حقوق اساسی

سئوال :ضمن تشکر از وقتی که استاد اختصاص دادند اگر قبل از طرح سئوالات نکته ای مدنظر دارید لطفا بین نمائید تا سپس وارد بحث شویم
پاسخ : بسم الله الرحمن الرحیم . لقد ارسلنا رسلنا بالبینات لیقوم الناس بالقسط
انسانهای در کنار یکدیگر مبتنی بر طبع ذاتی اجتماعی خود زندگی می کنند. انسان صاحب اراده است تا سرنوشت خود را تعیین کند. از این بابت انسانها هم اختیار فردی دارند و هم ابتکار عمل مشترک متصور است. ابتکار جمعی از خانواده تا قبیله تا شهر و جمعیت ملی می تواند از گذر تعیین سرنوشت مشترک تامین شود. فلذا امری طبیعی است و آیه فوق را گواهی قرار دادم که مردم با تعلیمات می توانند زندگی خود را متفکرانه و معقولانه اداره کنند. البته کمال مطلوب این است که عادلانه عمل کنند. ملاحظه اولیه ما در اندیشه جمعی از حیث ادبیات تخصصی امروزی مقوله قرار داد اجتماعی است. قرارداد اجتماعی به تدریج به دمکراسی راهبری شده یعنی تعیین سرنوشت جمعی. در امر جمعی همه مردم نمی توانند مستقیما امور را اداره کنند اینجا است که نمایندگی مطرح می شود و انتخابات ابزار تجلی اراده مردم است. منتهی انتخابات یک خاصیتی دارد وآن این که بین حقیقت و واقعیت سیر می کنیم. حقیقت، این است که مردم به خوبی تعیین سرنوشت کنند ولی واقعیت، این است که قدرت طلبی ها بعضا باعث می شود که اراده مردم مخدوش می شود و زندگی فردی و جمعی را تحت الشعاع قرار می دهد اینجاست که عقلا به دنبال بحثی می گردند که واقعیت مزبور بروز نیابد . این امر در جهان امروز انتخابات آزاد و منصفانه نامیده می شود.

1- به طور کلی از حیث نظری، از منظر حقوقی نقش اصول و ارزشهای اخلاقی در شکل گیری، تحکیم و تقویت و رشد و ارتقاء موازین حقوقی مربوط به انتخابات در چه حدی است؟
پاسخ 1: اخلاق در میان میدان حقائق و واقعیات قرار می گیرد. اخلاق معیار خوبی هاست ولی برای اینکه بتواند پاسخگو باشد و معیار ساز، باید ابزارها و روش ها نیز خردمندانه باشد. نمی توان اخلاق را در فضا رها کرد باید زمینه هایی فراهم کرد تا اخلاق جایگاه یابد. کمال مطلوب، انتخابات ازاد و منصفانه است با همه لوازم فنی حقوقی که در این مورد قابل طرح می باشد . مقدمتا باید از دمکراسی و انتخابات صحبت کنیم. آنچه در تجربه تاریخ داریم کمال مطلوب همان آزادی طبیعی مردم برای تعیین سرنوشت خود است اما از سوی دیگر برای تدبیر جمعی نیاز به حکومت وجود دارد. زندگی جمعی نیاز به دو نظام دارد نظام حقوقی و نظام سیاسی. حکومت وجودش لازم است و فرمایش حضرت امیر نیز تاکید بر این امر دارد و نیاز به استدلال چندانی ندارد. حال اگر قرار باشد بین قانون و حکومت ترتب قائل شویم باید ترتب را به قانون دهیم. وقتی آزادی و قدرت در مقابل هم قرار گرفت حاکمیت قانون تعیین کننده است.
هر چه عرصه بر قدرت بازتر باشد آزادی محدودتر می شود و هر چه آزادی بسط یابد قدرت محدود می شود. اگر قلمرو قدرت فزاینده باشد ما شاهد ظهور و بروز نظام استبدادی خواهیم بود. اگر ابتکار عمل به اراده مردم باشد نظام مردمسالار بروز می یابد. ما ابتدا باید از دموکراسی و سپس از انتخابات صحبت کنیم. برای درک اخلاقیات انتخابات باید از اخلاق دموکراسی شروع کنیم. برای دموکراسی اصولی قابل ترسیم است. اصول بنیادین و اصول تضمینی
اصول مبنایی که در کتب مختلف اینجانب از جمله حقوق اساسی مفصل تشریح شده عبارتد از: 1) همگانی بودن مشارکت مردم در تعیین سرنوشت. 2) اصل آزادی. 3) اصل برابری و نفی تبعیض ها. 4) اصل کثرت گرایی (انسانیت انسان به فکر است و فن نتیجه فکر است. تنوع اندیشه ها امر مطلوبی است). 5) کثرت گرایی نهادها (که حاصل تکثر اندیشه ها هستند). 6) تصمیم اکثریت (حالت اتفاق آراء ممکن نیست که به همین جهت اکثریت ملاک است ولی اقلیت نیز حقوقش باید محفوظ باشد).

اما اصول تضمینی دموکراسی عبارتند از:
اول) تناوب قدرت و محدودیت دوره حکومت
دوم) تفکیک قوا
سوم) حاکمیت قانون
چهارم) مسئولیت حکام (در صورت تخلف یا فراتر از قانون حرکت کردن باید پاسخگو باشند)
دموکراسی به هر حال بدو صورت است یا مستقیم یا غیر مستقیم. طبیعتا وقتی وارد اجرای همین دو روش شویم، انتخابات تجلی می یابد. دموکراسی زمانی می تواند اعمال شود که:
مردم همه از درک و شعور قابل قبولی از دموکراسی برخوردار شده باشند
تعامل و مدارا بین مردم وجود داشته باشد
زمانی این الزامات تحقق می یابد که توسعه سیاسی تحقق یابد و این توسعه سیاسی نیاز به تجربه دارد و این بستر رعایت اخلاق سیاسی است. وقتی مردم می توانند عامل اخلاق سیاسی باشند که این الزامات را تامین کرده باشند. اگر انتخابات در چنین بستری نباشد اخلاق را نیز کنار می زند. مقدمات اخلاق در عرصه اجتماعات درونی است.
قرآن می فرماید: ان الله لا یغیرو ما بالقوم حتی یغیرو ما بانفسهم
تا مردم خود متحول نشوند انتخابات متفکرانه بروز نمی یابد.
ما باید مقدم بر اخلاقیات، یک تحول اجتماعی و توسعه سیاسی را مشاهده کنیم. در کشورهایی اگر رعایت اخلاقیات سیاسی و مدنی را می بینید نتیجه بستر نهادینه شده است.

2- با توجه به نظام حقوقی ایران که مبانی و چارچوب های آن در قانون اساسی متبلور شده است ارتباط اخلاق و قواعد حقوقی مربوط به انتخابات چگونه قابل تبیین می باشد؟
پاسخ 2: ایران نیز یک جامعه سیاسی است که از لحاظ آرمانی با جوامع دیگر تفاوتی ندارد. هنجار موجود در جامعه ما قانون اساسی است. در قانون اساسی در اصل 56 به خوبی از آیه شریفه سوره حدید استفاده شده است. اصل 21 اعلامیه جهانی حقوق بشر و اصل 25 میثاق بین المللی حقوق مدنی وسیاسی نیز از حق مردم در این مقوله صحبت کرده که ما این مفاهیم را در قانون اساسی خود داریم. اصل ششم قانون اساسی می گوید اداره امور کشور از طریق آرای عمومی است. از طرف دیگر، جدای ازهنجارهای حقوقی مربوط به تعیین سرنوشت مردم، مواردی مثل اصل سوم را داریم که سیاست اخلاقی را بارها تاکید کرده مثلا بند 3 اصل سوم، بعلاوه موضوع کرامت انسانی در بند 6 اصل 2 جزو مبانی نظام شناخته شده است. بین آزادی و مسئولت ، خمیر مایه اخلاق قرار گرفته است. در جمهوری اسلامی دمکراسی و انتخابات برای اعمال دمکراسی مقرر شده و از سوی دیگر نظام جمهوری اسلامی مبتنی بر اخلاقیات اسلامی است که در اخلاقیات تکیه و تاکید بر کرامت انسانی و جامعه نمونه شده است.

3- بستر اجتماعی ایران در شکل یک کالبد کلی یا هویتی متشکل از اجزائ مختلف اعم از طبقات اجتماعی، گروههای صنفی، جریانات سیاسی و امثالهم از حیث نوع نگرش به نظام حقوقی مربوط به انتخابات و میزان اجرای قواعد اخلاقی در این زمینه چه وضعیتی دارد؟ برای شناسایی وضعیت چه معیارها و سنجه هایی قابل بهره برداری هستند؟
پاسخ 3: پاسخ دقیق تر را جامعه شناسان می توانند بدهند. از منظر اینجانب تلقی این است که در کشور ما هویت های خاصی وجود دارد که بعضی مطلوب و بعضی نامطلوب است. درخصوص ارزیابی به نظر می رسد کشور ایران از برکت تعالیم اسلامی دارای پاره ای از اخلاقیات ارزشمند است که قابل توجه است ولی از حیث بستر اجتماعی از یکسو تحت تاثیر تاریخ تاریک و مواریث نامطلوب هستیم و از طرف دیگر نارسایی های فکری اجتماعی، پاره ای نامطلوب ها را به دنبال داشته است. کشور ما مبتلا به طبقات اجتماعی هست و در چنین وضعیتی طبقه بندی ارزشی و به کارگیری ابزارهای خاص هر گروه معنا می یابد، طبقه بندی سیاسی اجتماعی نیز تجلی یافته است، اختلاف طبقاتی بر مبنای جلوه های دینی و مذهبی نیز در جامعه ما وجود یافته است. احترامی که مردم برای دین قائل هستند باعث شده که افرادی ذیل این عنوان کلاس اجتماعی تشکیل دهند. این طبقه اجتماعی در خیلی جوامع در گذشته و حال نمود یافته است حال آنکه این نکته را نباید از یاد برد که نباید اصولا چنین کلاسی که منزلت اجتماعی بیاورد و امکان بهره مندی از امکانات عمومی را فراهم آورد، شکل گیرد.
لازمه دمکراسی خود جوشی احزاب و گروههای مردمی است و نه اینکه احزاب و انجمن ها از طبقات خاصی بروز یابند و بازیگر سیاسی باشند که نتیجه قربانی شدن مردم است و اخلاق را لگدمال می کند.

4- نوع نگرش کلی مسئولین مختلف دست اندرکار در انتخابات در قبال اصول و ارزشهای اخلاقی در کنار قواعد حقوقی مربوطه چه وضعیتی دارد؟ برای تبیین نکات مثبت و منفی وضعیت موجود چه معیارها و سنجه هایی پیشنهاد می شود؟
پاسخ 4: نظام هنجاری ما دارای قواعد اخلاقی است. ما از حیث هنجاری دارای کمال مطلوب هستیم و همه در دین مبین اسلام هست البته مواردی در قانون اساسی هست که محل بحث است اما از حیث ساختاری، نظام جمهوری اسلامی ایران در عین اینکه در آن مندرجات مشارکت برابر مردم مشاهده می شود اما در عین حال شاهد حالاتی هستیم که حقوق مردم را تحت تاثیر قرار می دهد. تفکیک قوا در نظام حقوقی اساسی ما محل تامل است. قوای سه گانه باید منتخب مردم باشند و اگر تابع سیطره خاص باشند خود به خود اخلاق تحت الشعاع قرار می گیرد. شما قانون انتخابات را ببینید برای داوطلبان شرایطی آورده اند که خود به خود انتخابات را از حیث اخلاقی تحت تاثیر قرار می دهد. این درست نیست که جریان سیاسی حاکم بتواند روند انتخابات را تحت الشعاع قرار دهد و در مناصبی که نیاز به وجود بی طرف ها هست حضور یابند. این درست نیست که کسانی با گرایشات سیاسی بگویند فلانی صلاح نیست بیاید و دیگری صلاح است که تایید شود و کاندیدا شود. بنابراین از حیث ساختاری ما دارای مشکل جدی هستیم و در این ساختار اخلاق در حد زیادی موضوعیت خود را از دست میدهد، می شود نصیحت کرد ولی اخلاق باید در اجزا ساختار نهادینه شود.
از نظر رفتاری، بدیهی است اخلاقیات از طرق مختلف مخدوش می شوند و خود به خود کسانی که دست اندرکار هستند تبعا نمی توانند مجری خوب اخلاقی باشند. وقتی هیئت های اجرایی افرادی با گرایش خاص سیاسی باشند چه طور می گذارند که انتخابات سالم برگزار شود.

5- برای شناسایی مبانی و ریشه های وضعیت مثبت یا منفی موجود در جامعه ما در قبال اصول و ارزشهای اخلاقی در کنار قواعد حقوقی مربوط به انتخابات، چه مواردی دارای اولویت توجه می باشند؟
پاسخ 5: عرضم آرمان گرایانه است. با دیدگاهی آرمان گرایانه باید برای شناسایی موارد مثبت و منفی به منظور نائل شدن به اخلاقیات، ناچار به ارزیابی هستیم که در جواب قبلی ارزیابی صورت گرفت. من در مورد نهادهای نظارتی خصوصا شورای نگهبان دو شرط جدی قائل هستم: 1) نداشتن شغل دیگر. 2) عدم وابستگی به گروههای سیاسی. اگر این شرایط نباشند نظارت مطلوب مخدوش می شود. از نظر ساختاری غیر از این مثال و آنچه در جواب قبلی گفته شد قوانین انتخاباتی ما نیز اشکالات متعدد دارد که لازم است اصلاح شوند.
مساله دیگر از حیث ساختاری این است که آزادی های مردم خصوصا از جهت آزادی انجمن ها و احزاب و گروههای سیاسی باید مورد توجه جدی قرار گیرند و اینکه آزادی بیان در چه وضعی هست. الان متاسفانه قانون احزاب ما و قانون مربوط به آزادی رسانه ها تابع محدودیت های جدی هستند این درست نیست که احزاب و رسانه ها تحت استیلا باشند. در چنین بستری فضای جامعه خود به خود بسته می شود و در چنین فضایی انتخابات آزاد و منصفانه مخدوش می شود.
از نظر رفتاری باید گفت که رفتارهای نامطلوب محصول ساختارهای نامطلوب است پس بنابراین باید هنجارها و ساختارها را به درستی تدوین و تنظیم کنیم آنگاه خود به خود اخلاقیات شیوع می یابد.

6- چه ارتباطی بین ساختار حقوقی یک نظام سیاسی با جایگاه اصول و ارزشهای اخلاقی وجود دارد؟ به عبارت دیگر دموکراسی یا مردمسالاری چه نسبتی با اصول و ارزشهای اخلاقی خصوصا در حیطه انتخابات دارد؟
پاسخ 6: پاسخ را قبلا دادم معذلک تاکید می کنم که نظام سیاسی را باید مورد تامل قرار داد که جزو نظام های مردمسالار یا نظام استبدادی است. اگر نظام مردمسالار نباشد طبیعتا اخلایات رشد نمی یابند. اگر مردم ابتکار عمل در تصویب قوانین کشور نداشته باشند حاکمیت قانون ماهوی شکل نمی گیرد و دموکراسی و اخلاقیات را مخدوش می کند. اگر مردم دست اندرکار امور نباشند و رشد سیاسی لازم را نداشته باشند نتیجه مطلوب حاصل نمی شود. در تفکر اسلامی الظالم و المظلوم کلاهما فی النار هستند. این تفکر در چه جامعه ای عملیاتی می شود قابل تامل است.
مردم اگر در مقابل ظلم ها مقاومت نداشته باشند طبیعتا در رفتارهای غیر اخلاقی نیز مشارکت می کنند. مقاومت منفی، مقاومت مثبت اعتراضی، مقاومت مثبت تعرضی مواردی هستند که در دنیای امروز برای واکنش مردم مطرح می باشند.حتما بخاطر دارید که در یکی از اولین اسناد حقوق بشری دنیای معاصر (اعلامیه حقوق بشر و شهروند فرانسه) مطرح شده وبعدها نیز بسط نظری بیشتری یافته که اگر حکومت حقوق طبیعی مردم را نادیده بگیرد مقاومت و شورش مردم حق مقدس آنهاست.

7- با توجه به اینکه در جمهوری اسلامی ایران، مردمسالای با لحاظ مبانی دینی مورد توجه و در قانون اساسی نمود یافته است، سهم اصول و ارزشهای اخلاقی در مبانی و منابع مردمسالاری دینی مربوط به برگزاری انتخابات شایسته و منصفانه در چه حدی است؟
پاسخ 7: اخلاق در واقع درس است. در علم حقوق مندرجات اخلاقی هست ولی اخلاق صرف ضمانت اجرایی دنیوی ندارد و آرمانی است. پس بنابراین برای نهادینه سازی حقوق انسانی بستر ساز ارزشهای اخلاقی باید حقوق مردم رعایت شود. امنیت، حقوق و آزادی ها ومطالبات مردم اگر تضمین شود خود به خود منش اخلاقی نهادینه می شود. توجه کنیم ارزشهای اخلاقی صرفا یک سری ظاهرسازی های دینی نیست بلکه مفاهیمی کمالی هستند. شما نگاه کنید کدام جامعه فساد کمتر دارد، کمتر دروغ می گوید، کمتر خیانت در امانت می شود، بیشتر سعه صدر وجود دارد و ...
وقتی موتور ماشین و سامانه های جامعه خوب کار نکنند خود به خود آلودگی ها تولید می شوند و اخلاقیات ذبح می شوند.
حاکمیت مردم + حاکمیت قانون + حقوق بشر + مسئولیت زمامداران = بسترسازی و ترویج اخلاقیات. اخلاق در بستر درست نهادینه می شود.

8- از منظر حقوق اساسی آیا می توان نهادینه سازی برخی از حقوق انسانی را بسترساز تحکیم و توسعه اصول و ارزشهای اخلاقی در جامعه دانست و بالعکس توسعه و ترویج اصول اخلاقی را مقوم حقوق اساسی مردم خصوصا در حیطه انتخابات دانست؟
پاسخ 8: پاسخ را دادم. همین اصول چهارگانه را توجه کنید. ما هم از بالا مشکل داریم و هم ازپایین و جامعه شناختی. من بیشترین مشکلات را جامعه شناختی می بینم. نداشتن ابتکار عمل مردم در تعیین سرنوشت عمدتا به خود مردم نیز مربوط است.

9- از منظر حقوق عمومی و اساسی منشا بد اخلاقی های انتخاباتی در کشور ما اعم ازاینکه از ناحیه مسئولین و یا از ناحیه داوطلبان و نامزدها و یا از ناحیه دیگر طیف های جامعه بروز می یابد، را در چه مواردی می توان یافت؟
پاسخ 9- مطرح کردن اصول قانون اساسی در مورد حقوق مردم، تداول حقوق بشر، مسئولیت حکام و حاکمیت قانون پایه های منشور اخلاقی می توانند باشند. این درست نیست فقط بگوییم مردم رای نخرید مردم تبلیغ بد نکنید و امثالهم . باید ساختار را درست کرد.

10- چگونه میتوان از قانون اساسی جمهوری اسلامی برای تدوین منشور اخلاق انتخاباتی بهره مند شد؟
پاسخ 10- من در نوشته ای این را گفته ام رجوع کنید. داشتن عبارت های کش دار که ابتکار عمل را در اختیار دستگاههای حکومتی قرار دهد و عرصه را برای مردم تنگ می کند در آسیب شناسی که از حیث ساختاری و رفتاری اشاره کردم مورد تامل قرار گیرد. من فکر می کنم حسن شهرت باید از جمله شرایط داوطلبان باشد ولی انتخاب آن در اختیار مردم باشد و آنها تشخیص دهند. شرایط ایجابی مثل تابعیت، سن، داشتن سواد و شرایط سلبی نیز مثل سوء پیشینه کیفری موثر معمولا در همه کشورها هست. شرایط سلبی از جهت نبود در برخی موقعیتها مثل نیروهای مسلح و امثالهم نیز معمولا در همه کشورها هست.در یک جامعه سالم اگر کسی شرایط سلبی و ایجابی را داشته باشد ولی حسن شهرت نداشته باشد مردم به او رای نمی دهند.

11- در قوانین انتخابات مختلف که به عرصه عمومی و سیاسی اجتماعی مربوط می شوند همیشه شرایطی برای داوطلبان پیش بینی می شود که در زمره آنها معمولا مواردی از قبیل حسن شهرت یا نداشتن سوء شهرت و امثالهم نیز آمده است و معمولا در صحنه عمل و اجرا نیز با بحثها و مناقشات زیادی روبرو می شود. چه تحلیلی از شرایط و ضوابط مزبور می توان ارائه کرد؟ چگونه می توان هم معیارهای اخلاقی و هم صلاحیت های تخصصی و حقوقی را در مورد داوطلبان مطرح و بدور از تنش ها و اعمال نظرهای فردی افراد شایسته را در لیست نامزدها دید؟
پاسخ 11: پاسخ در جواب های قبلی روشن است.

12- آیا سازوکارهای خاصی را در فرآیند انتخابات با این تلقی که هم اینک خلاءهائی در این زمینه داریم یا عیب و اشکال ، می توان پیشنهاد کرد که با ایجاد سازوکارهای مزبور ارزشهای اخلاقی و موازین حقوقی به نحو توامان بهتر رعایت شوند؟
پاسخ 12: قوه مجریه و خصوصا وزارت کشور در مقام مجری، شورای نگهبان در مقام نظارت و دستگاههای پاسخ دهنده استعلام ها مربوط هستند. اگر بستر حقوق بشری باشد نتیجه مطلوب می شود.

13- در فرآیند انتخابات، نقش کدام سازمان ها و نهادهای رسمی کلیدی تر است و چگونه می توان رعایت اصول و ارزشهای اخلاقی را در عملکرد آنها عینی تر ملاحظه نمود؟
پاسخ 13: ترویج اخلاق از طریق رسانه ها امر قابل قبولی است ولی باید افکار عمومی را روشن کرد که بدانند انتخابات تعیین سرنوشت آنهاست. امیدوارم کشورمان در مسیر توسعه حرکت کند و از امانتی به نام قرآن و تعالیم اسلام استفاده کند و جامعه بر مبنای کرامت انسان از یکسو ومسئولیت همه انسانها از سوی دیگر درست شود. جامعه باید حق خود را بخواهد و مطالبه کند. اخلاقیات وقتی نهادینه می شود که مردم بخواهند و پیگیری کنند و برای این پیگیری، ساختار و رفتار باید درست شود البته کار فرهنگی نیز لازم است.

نکات مورد توجه و مستفاد از مصاحبه

1- تحلیل مصاحبه شونده از ارتباط بین دموکراسی و اخلاق و اصول مبنایی و تضمینی مربوطه قابل توجه است.
2- تقسیم بندی مصاحبه شونده از تاثیر عوامل ساختاری، رفتاری و هنجاری برای بروز بداخلاقی یا رعایت اخلاقیات در مقوله مورد بحث قابل توجه است.
3- تحلیل مصاحبه شونده از نقش طبقات اجتماعی و وضعی که هم اینک در کشور داریم و تاثیر آن بر مقوله سیاست و انتخابات قابل توجه است.
4- نقشی که مصاحبه شونده برای مردم در حصول جامعه قانونمند و اخلاقی قائل هستند خصوصا از منظر ارتباط با دموکراسی قابل توجه است.
5- ایرادات قوانین مختلف از جمله قانون انتخابات مورد تاکید مصاحبه شونده است.