یا لطیف

اللهم عجل لولیک الفرج

بررسي مختصر مشروعيت ساخت ديوار حايل و چگونگي ارزيابي ديوان درباره‌ي حقوق مردم فلسطين

تحقیق توسط مریم استاد دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق عمومی زیر نظر استاد ارحمند دکتر سید باقر میر عباسی   

مقدمه

مدتي است ساخت ديواره حايل در سرزمين‌هاي اشغالي فلسطين به وسيله رژيم صهيونيستي به رويداد قابل توجه جهان اسلام و عرب و محور بحث حقوق‌دانان، صاحب‌نظران و كارشناسان دنيا تبديل شده است. كساني كه حوادث فلسطين اشغالي را پي مي‌گيرند، در پاي‌بند نبودن رژيم اسرائيل به تعهد بين‌المللي خود در سرزمين‌هاي اشغالي هيچ ترديدي ندارند.

اين نقض فاحش مقررات بين‌المللي هر روز ابعاد جديدي مي‌يابد. احداث ديوار حايل كه اسرائيلي‌ها آن را ديوار امنيت، سپر حفاظتي و حصار عرفات مي‌نامند و در مقابل فلسطيني‌ها آن را ديوار نژادپرستي، ديوار جداسازي و ديوار شرم نام مي‌نهند؛ از مسائل پراهميتي است كه نيازمند بررسي و تأمل از جهات متعدد است. صدور رأي مشورتي ديوان دادگستري بين‌المللي در خصوص آثار حقوقي ساخت ديوار، مسأله را وارد مرحله جديدي نمود كه اهميت بررسي آن را دو چندان ساخت.

ما در اين مقاله تحقيقي ضمن تبيين موضوعي مسأله به طور مختصر در خصوص عدم مشروعيت ساخت ديوار از منظر مقررات حقوق بشر و حقوق بشردوستانه بين‌المللي؛ دلايل اسرائيل مبني بر ساخت ديوار حايل و آثار و تبعات حقوقي ساخت ديوار حائل از ديدگاه حقوق بين‌الملل بررسي خواهيم كرد. رأي ديوان كه حاوي نكات بسيار پراهميت است را بررسي كنيم. و در نهايت جنبه‌هاي مثبت و جنبه‌هاي قابل انتقاد رأي ديوان را مورد توجه قرار دهيم.[1]

 


 

تاريخچه

فلسطين منطقه‌اي است كه از شمال به كشور لبنان و از جنوب به شبه‌جزيره سينا و از مشرق به رود اردن و سوريه و از مغرب به درياي مديترانه محدود مي‌باشد.

مساحت فلسطين 27024 كيلومتر مربع است كه حدود هفتصد كيلومترمربع از آن درياچه طبريه، حوله و نيز قسمتي از درياي مرده تشكيل مي‌دهد. جمعيت فلسطين در اواخر دوران سرپرستي انگلستان پيش از تقسيم حدود دو ميليون نفر بود كه حدود يك ميليون و سيصد هزار نفر آن عرب و بقيه يهودي بودند. پس از تقسيم فلسطين به علت ورود مداوم يهوديان از نقاط مختلف به جمعيت يهودي در سرزمين فلسطين افزوده شد و در پي جنگ‌هاي 1948 گروه‌هاي فراواني از فلسطيني‌ها از حملات وحشيانه يهوديان گريختند و يهوديان نيز از جاهاي مختلف به فلسطين آمدند.[2]

 

اوضاع طبيعي فلسطين

1-    اراضي صاف و هموار شامل نواحي مرزي شبه‌جزيره سينا تا حيفا و مجاور مرز لبنان و زمين‌هاي شمال حيفا تا دره رود اردن و همچنين زمين‌هاي شمال درياچه طبريه

2-    منطقه بئرالسبع كه از شمال به جنوب امتداد دارد و مهم‌ترين آنها عبارت از كوه‌هاي الجليل، سلسله جبال كرمل، كوه‌هاي نابلس و قدس و طور و الحليل، 4- منطقه دره اردن كه ميان درياچه حوله و درياي مرده قرار دارد و رود اردن به آن جريان دارد؛ مهم‌ترين رود فلسطين رود اردن به طول 252 كيلومتر و غيرقابل كشتيراني و رود المقطع و العوجا كه هر دو به درياي مديترانه مي‌ريزند.

آب و هوا در مناطق كوهستاني معتدل، پرباران و در مناطق ساحلي تابستان‌هاي گرم و در زمين‌هاي باير زمستان‌ها سرد و تابستان‌ها بسيار گرم است.[3]

فلسطين فعلي به سه بخش تقسيم مي‌شود:

  1. سرزمين اشغالي 1948 كه يك ميليون و سيصد هزار فلسطيني را در خود جاي داده است.
  2. كرانه باختري كه مسافتي بالغ بر 5650 كيلومترمربع داشته و شهر قدس را دربرمي‌گيرد جمعيت فلسطيني آن قريب به يك ميليون و پانصد هزار نفر است.
  3. نوار غزه با مساحتي بيش از 350 كيلومتر مربع كه جمعيت فلسطيني آن حدود يك ميليون و سيصدهزار متر است. نزديك به 5-4 ميليون فلسطيني نيز پس از اشغال فلسطين به دست صهيونيست‌ها آواره شده و در كشورهاي اردن، سوريه، لبنان زندگي مي‌كنند.

فلسطين به لحاظ جايگاه ممتاز جغرافيايي، حاصلخيزي زمين و قداستي كه از آن برخوردار است، در طول تاريخ عرصه كشمكش‌ها و درگيري‌هاي امپراتوري‌ها بوده و مردم اين ديار پيوسته و در حد توان خود به پايداري و مقاومت در برابري‌ها جان پرداخته‌اند. از طرفي اشغال‌گران نيز بر سر تصاحب زمين فلسطين و از صحنه به در كردن رقيبان خويش، گاهي با هم درگير شده‌اند.[4]

فلسطين به لحاظ تاريخي، سرزمين اعراب فلسطين است. قبايل عرب، كنعاني بيش از سه هزار سال قبل از ميلاد از منطقه مجاور شبه‌جزيره العرب به اين سرزمين آمده و در آن سكني گزيدند. و در آن روزگار فلسطين معروف به سرزمين كنعان بود.

حدود 1900 ق. م. مردمان سامي نژادي به نام عبرانيان بين‌النهرين را ترك گفته و در كنعان به زندگي پرداختند. برخي از عبرانيان به سرزمين مصر رفتند. در حدود 1200 ق. م. حضرت موسي عبراني‌ها را به خروج از مصر راهنمائي كرده، عبرانيان به پرستش خداي واحد مي‌پرداختند در حالي كه كنعانيان خدايان متعددي را مي‌پرستيدند.

حدود دويست سال؛ عبرانيان به اقوام مختلف كنعان و سرزمين‌هاي همسايه به جنگ پرداختند؛ يكي از نيرومندترين دشمنان يعني فلسطيني‌ها، ضمن كنترل كرانه‌هاي جنوب غربي كنعان، در اين سرزمين مي‌زيستند. اين منطقه را فلسطين مي‌گفتند. تا حدود 1200 ق. م عبري‌ها، به دوازده قبيله تقسيم شدند. جنگ‌هاي دائمي براي يكپارچگي زير فرمان شاه شائول درگرفت، قلمرو يهوديان زير فرمان حضرت داوود، جانشين شائول وسيع نيرومند گشت.[5]

حضرت داوود اورشليم را پايتخت خود قرار داد. پسرش حضرت سليمان به جانشيني پدر خود به سلطنت رسيد و نخستين معبد را براي خدا (يهود) برافراشت.

«بقاياي دوره نئاندرتال از نواحي مجاور درياي جليل به دست آمده و پنج استخوان‌بندي نئاندرتال در غاري نزديك حيفا كشف گرديده، به احتمال قوي فرهنگ موستري كه حوالي 400000 ق. م. در اروپا به گل نشسته بود تا فلسطين امتداد داشته در جريكو (Jericho) ضمن حفاري كف اتاق‌ها آتش‌دان‌هايي از دوره حجر جديد بيرون آمده كه تاريخ ناحيه را به اواسط دوره متوسط مفرغ (1600 تا 2000) ق. م مي‌رسانيد و در آن زمان شهرهاي فلسطين و سوريه به اندازه‌اي ثروتمند بوده كه مصريان را به خيال تسخير آنها انداخته است.

قرن پانزدهم ق. م اريحا شهر باروداري بود و بر آن شاهاني فرمان مي‌راندند كه سيادت مصر را قبول داشته در گروه‌هاي اين شاهان صدها گلدان و هداياي مخصوص مردگان، غيره به دست آمده و همه نشان مي‌دهد كه در زمان تسلط هيكسوس زندگي در اين شهر وضع نابساماني داشته و در روزگار  شاه حچچسوت و تحوتل العماره منظره و نقشه‌اي از زندگي مردم فلسطين و سوريه مقارن با زناني كه يهوديان به دره نيل گام نهاده‌اند، در برابر ما مجسم مي‌سازد.[6]

منشاء فلسطيني‌ها به درستي معلوم نيست، ظاهراً ميان آنان و مردم كرت پيوند بوده است. فلسطيني‌ها از نظر فرهنگي مطمئناً بر عبراني‌ها و حتي كنعانيان برتري داشتند، از لحاظ سياسي و نظامي نيز بر آنها چيره شدند.



[1]  حسيني، سيد محمد، دست‌نوشته، 22 شهريور، 1388.

[2]  سعيديان، عبدالحسين، 1386، چاپ دوم، دايره‌المعارف، بزرگ نو .

[3]  بزرگ نو، دايره‌المعارف، همان .

[4]  عزيزي، حديث، مقاله تاريخچه فلسطين و چگونگي تسلط اسرائيل بر آن

[5]  دايره‌المعارف بزرگ نو، همان

[6]  آرام، احمد، تاريخ تمدن، ويل دورانت