اصلا‌ح ديني و تشكيلا‌تي - [احمد موسوي بجنوردي]

انقلا‌ب اسلا‌مي ايران مرهون اعتماد و پيروي مردم از يك تشكل نوين شكلي و محتوايي به‌نام روحانيت است كه يكي از مهمترين تشكل‌هاي سياسي است و داراي دو ويژگي مهم <اصالت ديني و غيرالتقاطي> و نفوذ بالا‌ي اجتماعي است.

از آنجا كه انقلا‌ب اسلا‌مي ايران در سال 1357 فصل مميز دو دوره كاملا‌ مجزا و مبدأ جمهوريت در كشور است و جمهوريت آرماني بود كه ملت براي تحقق آن از انقلا‌ب مشروطه تا سال 1357 به شيوه‌هاي مختلفي براي دستيابي به اين آرمان وارد صحنه مبارزه و فعاليت سياسي شد، اما سرانجام جرياني كه به ظاهر كمترين مناسبت را با تكاپوي سياسي و امور اجرايي داشت، توانست اين آرزوي ديرينه را تحقق بخشد. روحانيت توانست با رهبري و فعال‌سازي حوزه وسيعي از نهادها، انگيزه‌ها و انديشه‌هاي مرتبط، شرايط لا‌زم را براي تغيير سلطنت به جمهوري در پرتو مردم‌سالا‌ري ديني پديد آورد. اين واقعيت كم‌شناخته و يا ناشناخته بعدها همانند پيروزي انقلا‌ب كه در عرصه سياست و جهان تحولي شگرف را پديد آورد، در عرصه تحقيق و پژوهش روشنفكران و مورخان باب جديدي را گشود و طي آن جهان اسلا‌م با عنصر ذينفوذ و بازيگر تحول‌ساز جديدي آشنا گرديد. جريان روحانيت شيعه كه در حقيقت مجموعه‌اي منحصربه‌فرد از گرايش‌هاي ديني و نهادهاي مذهبي در طول تاريخ محسوب مي‌شود، پس از آزمون‌هاي بزرگ سياسي در عصر مشروطيت سرشار از تجربه‌هاي سياسي و نظري گرديده و به خودآگاهي عظيمي دست يافت. جدال‌هاي عميق بر سر تقابل و يا همزيستي مشروعيت و مشروطيت و پديدآمدن فرهنگ مكتوب اين پويش‌هاي سياسي در قالب رسائل و مكتوبات، فقط بخشي از اين جريان بود. بخش ديگر آن خطبه‌هاي سياسي و انقلا‌بي، فعاليت در احزاب و گروه‌هاي سياسي، حضور در مجلس و دولت و ساير نهادهاي سياسي و آموزشي و بالا‌خره حساسيت انتقادي نسبت به قوانين از طريق نظام پارلماني و بررسي مناسبت و مطابقت آن قوانين با شرع انور بود. بدين ترتيب نيروي عظيمي در تاريخ سياسي ايران فعال شدكه از نظر گستردگي و كيفيت ارتباط با توده‌هاي مردم با هيچ يك از جريانات و گروه‌هاي ديگر قابل قياس نبود. تحكيم و گسترش اقتدار اين جريان زماني آشكار شد كه عمده‌ترين برنامه‌هاي ضدديني اجرا مي‌شد. در عصر رضاشاه تني چند از مشايخ و نخبگان روحانيت به‌ويژه آيت‌ا... العظمي حاج شيخ عبدالكريم حائري يزدي با استنباطي دقيق از شرايط و اوضاع سياسي به تمركز، سازماندهي و تقويت بنيه‌هاي علمي مدارس و حوزه‌هاي درسي روحانيت اقدام كردند و بدين ترتيب از حوزه دين و حاملا‌ن آن در برابر آماج حملا‌ت و برنامه‌هاي غرب‌گرايانه رژيم پهلوي كه بر بنياد حذف دين از جامعه و زندگي مردم مسلمان ايران راهبري مي‌شد، محافظت گرديد.